تبليغاتX
نشریه الکترونیکی افشا <-BlogTitle->

 

 

 

 

 

 

  اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن !  اين وبلاگ را به ليست علاقه مندي هاي خود اضافه كنيد !  ارتباط از طريق ياهو مسنجر !  

دوستان

لوگو دوستان

لينک هاي روزانه
خبرنامه
جستجو در وبلاگ

براي جستجو در اين صفحه کلمه کليدي خود را در کادر زير وارد نماييد


نظرسنجي
لينك هاي ورودي
مقايسه‎اي ميان بهاييت و اديان آسماني

سيد علي حسيني طباطبايي

اديان آسماني يا به‎عبارت ديگر اديان ابراهيمي با وجود تفاوت‎هايي كه ميان هريك از آن‎ها ديده مي‎شود، داراي نقاط مشتركي در جهان‎بيني هستند؛ چنان‎كه اگر از سوي دين جديد نسخي در شريعت صورت مي‎گيرد در فروع و اوامر و نواهي آن دين است و نه در اصول و به يقين مي‎توان گفت تمايز ميان اديان بشري و الهي، همين اصول مشتركي است كه اديان آسماني مختلف حتي آن‎هايي كه تحريف شده‎اند، حول آن اصول و جهان‎بيني گرد آمده‎اند.
پيروان اديان ابراهيمي در قرآن غالبا با عنوان اهل كتاب خوانده مي‎شوند و قرآن اگرچه تحريفاتي كه آنان در دين خود به‎وجود آورده‎اند را گوشزد كرده است، لكن به جهت اشتراكاتي كه در ريشه آن اديان با اسلام ديده مي‎شود با ادبيات متفاوتي نسبت به بت‎پرستان و مشركين، آنان را مورد خطاب قرار مي‎دهد. به‎عنوان مثال، خداوند در آيه‎اي از آيات قرآن خطاب به پيامبر خويش مي‎فرمايد: «بگو: اي اهل كتاب، بياييد از آن كلمه‏اي كه پذيرفته ما و شماست پيروي كنيم: آن‎كه جز خداي را نپرستيم و هيچ‎چيز را شريك او نسازيم و بعضي از ما بعضي ديگر را سواي خدا به پرستش نگيرد. اگر آنان رويگردان شدند بگو: شاهد باشيد كه ما مسلمان هستيم‏.» (آل‎عمران، 64)
اصول جهان‎بيني كه اديان ابراهيمي بر آن استوارند را مي‎توان در سه اصل خلاصه كرد:
1- اصل توحيد
2- اصل نبوت
3- اصل معاد
توحيد به‎معناي اعتقاد به خدايي يگانه كه خالق همه مخلوقات و پروردگار آنان است.
نبوت به‎معناي اعتقاد به فرستاده‎اي از سوي خدا كه ابلاغ‎كننده و رساننده بشارت‎ها و انذار‎ها و دستورات و اوامر و نواهي آن خداي يگانه براي بشر مي‎باشد.
معاد به‎معناي اعتقاد به عالمي پس از مرگ كه در آن عالم انسان مورد حسابرسي اعمالي كه در دنيا انجام داده است قرار مي‎گيرد و مطابق عملكرد خود در دنيا با اطاعت يا عصيان در مقابل دستورات الهي شايسته پاداش و ثواب و يا عذاب و عقاب شناخته مي‎شود.
با توجه به آن‎چه گفته شد، هر ديني كه خود را در امتداد اديان ابراهيمي معرفي كرده است جز دو راه، عقلا چاره‎اي براي آن نيست و اگر كسي به‎دنبال راه سومي باشد به تصديق و گواهي عقل، مي‎توان گفت يا بهره‎اي از عقل نبرده و يا شياد است. اما آن دو راه اين است كه يا نسبت به آن‎چه در ميان اديان ابراهيمي مشترك است سر تسليم فرود آورده و در آن اصول با آنان هم‎نوا و هم‎آهنگ شود و يا قايل به تحريف همه اديان ابراهيمي قبل از خود باشد.
اكنون با عنايت به اين مقدمه، به بهاييت در قالب ديني كه از سوي بزرگان آن به‎عنوان ديني در امتداد اديان ابراهيمي قلمداد مي‎شود، نگاهي مي‎اندازيم تا موضع‎گيري آن را نسبت به اديان ديگري كه خود را ادامه دهنده راه آن‎ها مي‎داند، بسنجيم.
بهاييت علي‎رغم ادعاي خود كه نسبت به نسخ شريعت اسلام، كتاب آسماني آن يعني قرآن را كتابي مصون از تحريف و همه آيات آن را مطابق وحي الهي معرفي مي‎كند، لكن با وجود چنين اعتقادي در ارايه جهان‎بيني خود نسبت به توحيد و معاد چيزي را ابراز مي‎دارد كه در تضاد كامل با شريعت اديان ابراهيمي قبل از خود و آيات قرآن مجيد است و اين تناقض فاحش همان راه سومي محسوب مي‎شود كه حاكي از كنار گذاشتن عقل و يا حيله‎گري است.

قضاوت بهاييت در مورد قرآن
ميرزا حسنعلي در لوح مندرج در كتاب «مائده آسماني» و در كتاب «ايقان» و «سوره الملوك» جزماً اذعان مي‎دارد كه قرآن به‎هيچ‎وجه مورد تحريف قرار نگرفته و اكنون نيز همان است كه بوده.
عبدالحميد اشراق خاوري عقيده بهاييت را در خصوص شبهه تحريف قرآن چنين بيان مي‎دارد كه: «به‎صراحت در الواح الهيه نازل گرديده كه قرآن مجيد تمام و كامل از دستبرد سارقين و مغرضين محفوظ است.»
با توجه به چنين اعترافي بايد دانست كه قبول و اذعان نسبت به امري مستلزم قبول و اذعان نسبت به لوازم و تبعات آن نيز هست.
هر كتاب آسماني از لحاظ تعاليمش قابل تقسيم بر دو قسم است. قسمت اول آن بخش از تعاليم را شامل مي‎شود كه جهان‎بيني و اعتقادات آن دين را تشكيل مي‎دهد و سخن از هست و نيست‎ها در آن به ميان آمده است. بخش ديگر از تعاليم، بايد‎ها و نبايد‎هايي است كه از جانب خداوند فرمان داده مي‎شود تا بندگان ضمن اطاعت آن‎ها را عملي سازند.
هر دين آسماني كه پس از دين آسماني قبل از خود مي‎آمد، آن را نسخ مي‎كرد. اما اين نسخ در بايد‎ها و نبايد‎ها صورت مي‎گرفت و نه در هست و نيست‎ها، چراكه هست و نيست‎ها؛ در واقع خبر از واقع امر در عالم بوده و نسخ خبر اول با خبر دوم به‎معني دروغگو بودن مخبر اول است. اما در بايد‎ها و نبايد‎ها چون وظايف و دستورات و آزمايشاتي براي بندگان محسوب مي‎شود، تغيير و تبدل در فرمان مشكلي ايجاد نخواهد كرد.
از آن‎جا كه قرآن به‎عنوان كتابي آسماني از سوي خداوند مورد قبول بهاييت قرار دارد، بايد گفت هر اعتقادي كه در قالب جهان‎بيني در قرآن مطرح است بايد مورد قبول هر كسي كه قرآن را به‎عنوان كتابي آسماني كه مصون از تحريف است قبول دارد، باشد. در حالي‎كه با نگاهي اجمالي به عقايد بهاييان خلاف اين مطلب را مشاهده مي‎كنيم.

اصل توحيد
اصل توحيد به‎عنوان اساسي‎ترين اصل در اديان آسماني است كه ساير اصول حول اين اصل مطرح مي‎گردد. در توحيد بهاييت اختلافات فاحشي با توحيد اديان آسماني وجود دارد.
بهاييان اعتقاد دارند كه علي محمد شيرازي شش‎مرتبه ادعاي خويش را تغيير داده است؛ در مرتبه اول به سيد ذكر مشهور مي‎شود و ادعاي ذكريت مي‎كند. در مرتبه دوم ادعاي بابيت مي‎كند و خود را باب و نايب خاص امام زمان عليه‎السلام و واسطه خير و فيض بين او و مردم معرفي مي‎كند. در مرتبه سوم دعوي مهدويت كرده و خود را مهدي موعود مي‎داند. در مرتبه چهارم ادعاي نبوت كرده و خود را پيامبر مي‎خواند. در مرتبه پنجم ادعاي ربوبيت و در مرحله و مرتبه ششم دعوي الوهيت مي‎كند.
در حالي‎كه در قرآن در سوره آل‎عمران آيه هفتادونهم، چنين مطرح شده است كه پيامبر حق ادعاي ربوبيت ندارد:
«براي هيچ بشري سزاوار نيست كه خداوند، كتاب آسماني و حكم و نبوت به او دهد سپس او به مردم بگويد: «غير از خدا، مرا پرستش كنيد!» بلكه [سزاوار مقام او، اين است كه بگويد:] مردمي الهي باشيد، آن‎گونه كه كتاب خدا را مي‏آموختيد و درس مي‏خوانديد! [و غير از خدا را پرستش نكنيد!]

اصل نبوت
در اديان آسماني هر پيامبري به ظهور پيامبر بعد از خود وعده مي‎داده است در حالي‎كه چنين وعده‎اي در مورد پيامبر بهاييت وجود ندارد. خداوند عدم اختلاف در قرآن را دليل بر خدايي بودن آن دانسته «أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ ا... لَوَجَدُوا فيهِ اخْتِلافاً كَثيرا» از اين آيه فهميده مي‎شود كه اختلاف و تناقض در گفتار، خود نشانه‎اي بر غيرخدايي بودن آن گفتار و گوينده آن است.
علي محمد شيرازي ملقب به باب، بارها ادعاهاي مختلفي در مورد مقامات خود داشته است. وي مدتي خود را به‎عنوان باب يعني واسطه مردم و امام زمان معرفي كرده و پس از مدتي خود را امام زمان خوانده است طبيعي است كه هيچ انسان عاقلي اين دو ادعا را از يك شخص نمي‎پذيرد.
وي تا مدت‎ها جز اظهار بندگي و كوچكي به آستان مقدس امام زمان(ع) ادعاي ديگري نداشت. در ابتداي كتاب‏هايي كه مي‏نوشت آن‎ها را به آن بزرگوار نسبت مي‏داد و خود را فقط واسطه فيض مي‏شمرد، نمونه‏اي از اين دعاوي را مي‏توان در كتاب‏هايي كه خود به رشته تحرير درآورده است، ديد.
اكنون عباراتي از نوشته‏هاي باب را كه بهاييان در كتاب‎هاي خود آورده‏اند، مورد بررسي قرار مي‏دهيم. چيزي كه در اين نوشته‏ها به چشم مي‏خورد، مقام ادعايي بابيت است كه باب، خود را دارنده آن مي‏داند.
عبدالحميد اشراق خاوري مبلغ بزرگ بهاييان در كتاب «رحيق مختوم» خود قسمتي از اولين كتاب باب را كه موسوم به تفسير سوره يوسف است، آورد. در اين فراز از تفسير سوره يوسف چنين مي‏خوانيم:
«خداوند چنين مقدر كرده است كه اين كتاب تفسير سوره يوسف، از نزد حضرت محمد‎بن الحسن‎(ع)... به‎دست بنده و باب او برسد تا حجت و برهان پروردگار بر جهانيان باشد.»
عبارات ديگري نيز كه در كتاب‏هاي ديگر علي محمد شيرازي آمده، بازگوكننده مقام بابيت اوست.
فاضل مازندراني كه او نيز از بزرگ مبلغان جامعه بهايي است، در كتابش كه «اسرارالاثار خصوصي» ناميده مي‏شود، اين عبارت را از كتاب «صحيفه مخزونه» باب آورده است. در اين‎جا هم باب ادعا مي‏كند كه كتاب را از نزد حضرت بقيه‎ا...، حضرت محمد بن الحسن(ع) آورده است. وي مي‏گويد:
«اين صحيفه مخزونه را خداوند متعال بر حجت خود، حضرت محمد بن الحسن(ع) فروفرستاد و حضرت بقيه‎ا... صاحب‏الزمان(ع) نيز آن را به باب خودش «ذكر» داده است تا اين‎كه حجت خدا بر بندگانش باشد.»
عباس افندي - امام اول بهاييان - جملاتي از تفسير سوره يوسف را از قول باب چنين نقل مي‏كند:
«اي بقيه‎ا... سراپا فداي تو گردم و خشنودم كه در راه تو دشنام بشنوم و هيچ آرزويي جز كشته شدن در راه دوستي تو ندارم.»
اما وي بعدها ادعا مي‎كند كه خود او امام زمان است. با چنين تناقض فاحشي ديگر جايي براي پذيرفتن ديگر ادعاهاي وي باقي نمي‎ماند.

اصل معاد
از جمله اصول قطعي اديان ابراهيمي معاد جسماني است كه اين مطلب در قرآن نيز در مورد درخواست حضرت ابراهيم(ع) از خداوند متعال نسبت به نشان دادن كيفيت احياي اموات مطرح شده است. بدين ترتيب كه آن حضرت پس از دستور خداوند چند پرنده را مي‎گيرد و مي‎كشد و پس از در هم آميختن بدن آن‎ها در يكديگر، آن را به چند قسمت تقسيم كرده و هر قسمت را بر سر كوهي مي‎گذارد. سپس آن پرندگان را صدا مي‎زند و اجزاي بدن هر يك از آنان جمع مي‎شود و با يكديگر پيوند مي‎يابد و خداوند اين‎گونه احياي اموات را به حضرت ابراهيم نشان مي‎دهد.
اما در عقيده بهاييت از معاد به‎معناي مذكور كه همه اديان آسماني به آن معتقدند، خبري نيست؛ آنان معتقدند كه معاد در همين دنيا پرپا مي‎شود.
در كتاب «بيان» چنين آمده است:
«دنيا تا ابد به همين نحو خواهد بود و به‎طور اتصال من يظهره‎ا... به تعداد بي‏شمار ظهور خواهند كرد و هر ظهوري خود يك قيامت و نشوري است. همچنين مي‏گويد: آيا گمان مي‏بريد حساب و ميزان در غير اين جهان است؟ بگو سبحان‎ا... از آن‎چه گمان مي‏برند ميزان به پا شد و همه‎چيز را به‎طور مقطوع حساب كرديم بگو هركس گفت «بلي» او را داخل رضوان و آن‎كس كه گفت «نه» داخل آتش كرديم.»
و همچنين در باب دوم از واحد ششم از كتاب الأسما آمده است:
«روز قيامت بعد از علامات مربوطه به آن مي‎رسد، در حالي كه تمام مردم به خواب اندرند - و اولين و آخرين و ظاهر و باطن را در درجات و مراتب خويش بر خدا عرضه داده‏اند؛ همانا گروهي را در برابر خدا بر خدا عرضه داده‏اند و اينان اهل ايمانند و گروهي را عرضه داده‏اند كه از خالق و رازق خدا محجوبند؛ در حالتي كه غافلند و نمي‏دانند.»
با توجه به آن‎چه اشاره شد، به‎وضوح مي‎توان ديد كه بهاييت نه تنها با ديگر اديان آسماني بلكه در بين تعاليم و ادعاهاي سران و بزرگان خود نيز دچار تناقضات آشكاري است و شايد مهمترين دليل مخفي بودن كتب ديني بهاييان از دسترس عموم نيز چنين تناقضات فاحشي ‎باشد.


نوشته شده توسط محراب در تاريخ|پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388 - 11:41

لينك ثابت |

عاملان قتل عام مردم فلسطین در مجلس شادی بهائیان

یک ضیافت رسمی در اورشلیم از جانب مرکز روحانی جامعه جهانی بهائی و با حضور بیش از دویست تن از شخصیت های اجتماعی و دینی و علمی و سیاسی اسرائیل و بلندپایگان ادیان شناخته شده در اسرائیل و شخصیت های عربی در یکی از زیباترین هتل های پایتخت اسرائیل برگزار گردید.
پرزیدنت پرس که همیشه در طول سال های خدمات اجتماعی خود به نیازهای مرکز جهانی بهائی در حیفا و اماکن دیگر توجه ویژه نشان داده، در پیامی که برای جشن نوروزی بهائیان فرستاد، به این دوستی اشاره کرد و پیوستن اماکن مقدس بهائی به فهرست میراث فرهنگ جهانی را شادباش گفت و آرزو کرد که صلح و آرامش در جهان برقرار گردد و پیروان همه ادیان از امنیت و احترام برخوردار شوند.
اهود اولمرت نخست وزیر نیز پیامی برای این همایش نوروزی فرستاده و سال نو را به جامعه بهائیان سراسر جهان شادباش گفته و از مناسبات همکاری بین مرکز جهانی بهائی و کشور اسرائیل، که بر اصول احترام متقابل استوار است ابراز خشنودی کرده بود.
وزیر کشور در همایش نوروزی بهائیان شادباش گفت

.مئیر شیتریت وزیر کشور که میهمان برجسته جشن نوروزی شب گذشته (3 فروردین ماه 1388- 23 مارس 2009) بود، در سخنرانی خود یادآوری کرد که گزینش اسرائیل به عنوان مرکز تدفین مقدسین بهائی و تصمیم به تبدیل این سرزمین به کانون مذهبی دین بهاءالله در دوران امپراطوری ترکیه که بر این سرزمین تسلط داشت اتخاذ گردید که خود را خلیفه مسلمانان جهان می دانست و این سرزمین بخشی از خلافت اسلامی- عثمانی محسوب می گردید. شیتریت گفت: اسرائیل متعهد است آزادی همه ادیان را حفظ کند و بهائیان از این قاعده مستثنی نیستند و آن ها نیز همانند دیگر ادیان و فرقه های مسیحی و اسلامی و ادیان دیگر از آزادی کامل برخوردار هستند و مورد حمایت قرار دارند.
وزیر کشور از شهرت و احترامی که جامعه بهائی از آن برخوردار است ابراز خرسندی عمیق کرد و دین بهاءالله را دین آشتی و همزیستی بین مردمان جهان دانست.
آلبرت لینکلن دبیرکل مرکز روحانی جهانی بهائی (بیت العدل) در اسرائیل در سخنان خود به میهمانان خوش آمد گفت و از حضور آن ها سپاسگزاری کرد و پیوستن اماکن مقدس بهائی در اسرائیل به فهرست میراث فرهنگی جهانی را یک دستاورد بزرگ نامید که موجب اعتلای مقام بهائیان و نام کشور اسرائیل خواهد شد.
لینکلن با خرسندی اعلام داشت که در یک سال گذشته بیش از 650 هزار نفر از "باغ های ایرانی" در حیفا دیدن کرده اند. او با نگرانی افزود که مساله کمبود آب در اسرائیل موجب دلمشغولی می باشد و باید برای ادامه آبیاری باغ ها و نگاهداری آن ها راه چاره ای جست.
گفتنی است: به دنبال ادامه خشکسالی در اسرائیل و باران کمی که در زمستان امسال بارید، مقامات دولتی آبیاری باغ های عمومی و خصوصی در ماه های بهار و تابستان را ممنوع کرده اند که اگر این تصمیم عملی گردد، موجب خشک شدن محیط سبز اسرائیل خواهد شد. سازمان های حفاظت از محیط زیست و طبیعت با این تصمیم به مخالفت برخاسته و دولت را متهم می سازند که به موقع برای برپائی دستگاه های شیرین کردن آب دریا اقدام نکرده و برای بهره گیری بهینه از منابع آب کنونی نیز برنامه ریزی های مناسب نداشته و ممنوعیت آبیاری باغ ها تنها ممکن است سه درصد در مصرف کلی آب در سراسر کشور صرفه جوئی کند، ولی زیان های جانبی آن بسیار بیشتر خواهد بود.
آلبرت لینکلن در سخنان خود گفت: کارشناسان باغ های ایرانی در حیفا با به کارگیری شیوه های جدید کامپیوتری در آبیاری می کوشند راه حلی بیابند و مصرف آب را به حداقل برسانند.


دبیرکل مرکز جهانی بهائی نوروز را شادباش می گوید

دبیرکل جامعه روحانی جهانی بهائی در ادامه سخنان خود از رنج و محنتی که بهائیان ایران با آن روبرو هستند سخن گفت. او ابراز خرسندی کرد از این که اعتراض های جهانی علیه آزار بهانیان در ایران بالا می گیرد و سران شمار زیادی از کشورها و سازمان های بین المللی و نهادهای حقوق بشر نیز رسما به حکومت ایران اعتراض کرده اند.
آلبرت لینکلن در ادامه سخنان خود به آگاهی میهمانان رساند که در داخل ایران نیز مخالفت مردم با آزار بهائیان از جانب رژیم چشمگیرتر می شود. او گفت موارد بسیاری از ابراز همبستگی عامه ایرانیان با بهائیان کشور اخیرا دیده شده و حتی مواردی وجود داشته که دانش آموزان یک کلاس در اعتراض به این که دانش آموزان بهائی را از تحصیل محروم کرده اند، کلاس درس را ترک گفته اند.
در پایان سخنرانی ها دسته کر بهائی چند سرود اجرا کرد. این خوانندگان از سیزده کشور جهان آمده بودند و سرود امید سر دادند.
جامعه جهانی بهائی در اسرائیل، پیوستن اماکن مقدس این دین در اسرائیل به فهرست میراث فرهنگ جهانی یونسکو را جشن می گیرد و در مراسمی که در کنار آرامگاه مقدس بهائیان در شمال اسرائیل برگزار می شود، پرزیدنت شیمعون پرس رئیس جمهوری، میهمان برجسته این آئین است و از لوحه جهانی در آن مکان پرده برداری می کند. این مراسم قرار بود امروز (سه شنبه) برگزار شود، ولی در آخرین لحظات به علت هوای طوفانی و بارانی منطقه به تعویق افتاد.
اماکن مقدس بهائی در شهر بندری حیفا در شمال اسرائیل و همچنین در شهر باستانی عکا قرار دارد و آرامگاه مقدس در نقطه ای به نام بهجی در فاصله بین حیفا و عکا واقع شده که قرار بود امروز آئین باشکوهی در آن جا با حضور پانصد نفر میهمان از سراسر جهان برگزار شود. موعد جدید برگزاری مراسم به زودی اعلام خواهد شد.
اماکن مقدس بهائی در اسرائیل ششمین مکان تاریخی در این سرزمین باستانی است که در فهرست میراث فرهنگی جهانی یونسکو قرار می گیرد. "باغ ایرانی" در حیفا بی تردید یکی از زیباترین باغ های جهان است که به روی تپه کارمل برپا شده و یکی از مهمترین جاذبه های گردشگردی در اسرائیل شمرده می شود. ""

گزارشگر: دالیا کهن امین – اورشلیم

مرحبا به این همراهی و همدلی بین تشکیلات بهائی و پرزیدنت شیمون پرس و دیگر دولتمردان اسرائیل که دلشان حتی برای چمن های باغ های بهائی هم به درد می آید اما با خرسندی از قتل عام مسلمانان لذت می برند...!


نوشته شده توسط محراب در تاريخ|دوشنبه سی ام شهریور 1388 - 15:49

لينك ثابت |

تشکیلات بهائیت و حقوق شهروندی
نویسنده: مهدی نائینی
تشکیلات بهائیت و حقوق شهروندی

خبرگزاری فارس: از جمله روش‌هایی که بهاییان در شست‌و‌شوی مغزی استفاده می‌کنند "بمباران محبت " است و آن یک اقدام هماهنگ و منسجم تحت رهبریت تشکیلات است که اعضا قدیمی از طریق تملق‌گویی و ابراز عشق و علاقه سعی در جذب افراد مورد نظر دارند.

به گزارش خبرگزاری فارس، تشکیلات بهائیت به دلیل ساختار فرقه‌ای خود از مهم‌ترین موانع رسیدن مرکزیت تشکیلات بهائیت در اسرائیلبهائیان ایران به حقوق شهروندی است. از سوی دیگر، نگرانی جوامع بشری از بهائیت نیز امروزه متوجه مدیریت تشکیلات است. ایرانیان به عنوان شهروندان یک جامعه انسانی و آزاداندیش نگران سلامت، رفاه و امنیت شهروندان خود خصوصاً بهائیان ایرانی که در تحت استیلا و سلطه تشکیلات‌اند، هستند.
امروزه تبلیغات، عضو‌گیری و فعالیت‌های برنامه‌ریزی شده تشکیلات بهائیت موجبات نگرانی‌های اجتماعی را فراهم آورده؛ به طوری که این سئوال پیش می‌آید که چگونه می‌توان از افراد جامعه به بهترین شکل ممکن در برابر آسیب‌هایی که از سوی تشکیلات ایجاد شده است، مصونیت یافت.
بهائیان ایرانی مهم‌ترین سال‌های زندگانی خود را از دست می‌دهند زیرا تشکیلات بهائیت به راحتی آزادی‌های فردی آنان را سلب می‌کند و خانواده‌های بهائی به آسانی قربانی به اصطلاح یک خانواده برتر به نام تشکیلات بهائیت می‌شوند.
بهائیان ایران همواره از سوی تشکیلات بهائیت به طور تحقیرآمیزی استثمار می‌شوند. به علت تعهدات سختی که از بهائیان در تشکیلات گرفته می‌شود، آسیب‌های بسیار شدیدی به زندگی آنان وارد می‌شود تا جایی که در مواردی به خاطر امر تبلیغ از اهداف تحصیلی و شغلی آنها جلوگیری می‌شود، خانواده‌های بهایی از هم گسسته می‌شوند و این منافع تشکیلات تا جایی پیش می‌رود که بهائیان را وادار می‌کند دارایی‌های خود را تحویل تشکیلات دهند.
به دلیل ساختار فرقه‌ای تشکیلات بهائیت پاره‌ای از بهائیان مبتلا به بیماری‌های روحی، روانی شده و پاره‌ای هم پس از سال‌ها عضویت در تشکیلات منزوی شده‌اند. تشکیلات بهائیت از روش‌های روانی بهره می‌گیرد و بهائیان تازه وارد را وادار به بازخوانی گذشته خود با نگاهی دیگر کرده و تصویر شیطانی از والدین آن‌ها ترسیم می‌کند تا به آنان اعتماد نکنند و به آنها می‌آموزند تا بیرونی‌ها، حتی اقوام درجه یک را مانند شیطان تلقی کنند و چاره‌ای جز این نیست که باید از آنان گریزان بود.
تشکیلات بهائیت توسط رهبرانی که هرم قدرت و منابع مادی را کنترل می‌کنند هدایت می‌شود. رهبران این تشکیلات در ساختار فرقه‌ای خود تمایل به اعمال اراده و تسلط دارند. در تشکیلات بهائیت هر کس که رهبریت تشکیلات را به چالش بکشاند تحقیر می‌شود و شامل طردهای اداری و روحانی می‌شود. رهبران تشکیلات بهائیت برخلاف روحانیون ادیان آسمانی که تکریم و ستایش پیروان خود را به سمت خدا معطوف می‌کنند، ستایشگری و تکریم را به سوی خود متمرکز می‌کنند.
ساختار فرقه‌ای تشکیلات بهائیت خودکامه است، رهبریت تشکیلات به عنوان مقام عالی و دارای امتیاز مصون از خطا شناخته می‌شود و هیچ دادخواستی خارج از سیستم رهبریت تشکیلات بهائیت به سیستم بالاتر قضایی وجود ندارد.
برای این منظور، تشکیلات برنامه‌های آموزشی را برگزار می‌کند و از طریق مغزشویی از سوی اعضای قدیمی‌تر مانع از آن می‌شود که اعضای جدید و تازه‌وارد تشکیلات را به چالش بکشانند. به اعضای جدید آموخته می‌شود که هرگز نباید تشکیلات به چالش کشیده شود و هر کس هر گونه سئوال، تردید و یا احساس منفی که دارد باید از مسئول بالای خود راهنمایی بخواهد. البته تشکیلات با برگزاری برنامه سنگینی از فعالیت‌های مختلف از حضور در کلاس‌های آموزشی گرفته تا آوازخوانی جمعی، انجام فعالیت‌های مشترک، مطالعه متون پایه، شرکت در تجمعات،‌ رفتن برای جمع‌آوری پول و غیره اعضای جدید را به حدی مشغول می‌کند که فرصت فکر کردن از آنها سلب می‌شود.
تشکیلات بهائیت تبلیغ و عضوگیری را متوجه افراد آسیب‌پذیر جامعه می‌کند زیرا چنین اشخاصی نمی‌توانند از پشت پرده فریب تشکیلات، واقعیت را بیابند. از دیگر کسانی که مورد هدف تشکیلات قرار می‌گیرند افراد مطیع و منعطف هستند زیرا این افراد به راحتی مجاب می‌شوند. همچنین افرادی که در مشکلات زندگی به طور عام دچار گرفتاری‌هایی همچون دوری از خانواده ، طلاق، افسردگی، بیکاری، گذار از دبیرستان به دانشگاه و ... هستند بیش از هر فرد دیگری در معرض افتادن در دام بهائیت قرار دارند.
در تشکیلات بهائیت افرادی که سوژه تبلیغ قرار می‌گیرند از تغییراتی که در درون آنها در طی چندین پروسه شکل می‌گیرد آگاه نیستند زیرا برنامه‌ریزی شست‌وشوی مغزی یک روند تدریجی است که هدف آن تغییر هویت فرد در اعتقادات، جهان‌بینی و گذشته است. از جمله روش‌هایی که در شست‌و‌شوی مغزی استفاده می‌شود بمباران محبت است و آن یک اقدام هماهنگ و منسجم تحت رهبریت تشکیلات است که اعضا قدیمی از طریق تملق‌گویی و ابراز عشق و علاقه سعی در جذب افراد مورد نظر دارند. در واقع بمباران محبّت چیزی جز یک ترفند فریبکارانه تشکیلات بهائیت به منظور عضوگیری نیست.
از دیگر ترفندهای تشکیلات دوره کردن اعضا جدید توسط اعضای قدیمی است که با رفتار خود تلاش می‌کنند با افتخار تمام خوشحالی‌ خودشان را نسبت به عضویت در تشکیلات، کامل جلوه دادن اعتقادات و منحصر به فرد بودن رهبریت تشکیلات را از خود بروز دهند. این اعضا قدیمی تا به آنجا پیش می‌روند که به منظور مجاب‌سازی اعضا جدید داستان‌هایی از گذشته وحشتناک خود می‌بافند و وانمود می‌کنند که همه چیز الان که در تشکیلات هستند عالی است و ادعا می‌کنند که بهائیان "برگزیده "، "تکامل یافته " ، و "خاص " هستند در حالی که غیربهائیان موجودات پایین‌تری به حساب می‌آیند.
نحوه شروع عضوگیری تشکیلات بهائیت ممکن است متفاوت باشد اما یک اصل اساسی در آن ثابت است و آن بهره‌گیری از انبوهی از فریبکاری در جذب افراد است. این فریبکاری‌ها در آغاز عضو گیری از مخفی‌کاری در خصوص آنچه واقعاً ماهیت تشکیلات می‌دهد تا پنهان‌کاری از منظور نهایی عضویت را شامل می شود. اصولاً در تشکیلات بهائیت آنچه فرد در نگاه اول مشاهده می‌کند همانی نیست که در داخل آن نهفته است و یا نهایتاً به آن منتهی می‌شود. تشکیلات به خوبی می‌داند که اگر بهائیان ایران از ابتدا کار می‌دانستند که به چه دلیل و به چه صورت جذب شده‌اند هرگز به تشکیلات نمی‌پیوستند. تشکیلات بهائیت همه جا حقوق شهروندی بهائیان ایران را در خدمت منافع تشکیلات مصادره می‌کند.
امروزه سوءاستفاده‌ها و برنامه‌های اغلب غیراخلاقی تشکیلات بهائیت نه تنها در حواشی بلکه در بخش‌های اصلی جامعه ظاهر می‌شود. در گذشته، تشکیلات بهائیت در ایران با جذب افراد به اصطلاح حاشیه‌ای جامعه به فعالیت خود ادامه می‌داد ولی امروزه شکل تبلیغ و روش‌های مجاب‌سازی افراد با روش‌های پیچیده اعمال می‌شود که فراتر از چهارچوب‌های معمولی است زیرا در متن اصلی جامعه حرکت می‌کنند به طوری که تشکیلات همه جا را برای مغزشویی افراد جامعه انتخاب می‌کند؛ از کلاس درس گرفته تا سمینارها، گردهمایی‌های مذهبی، تبلیغ در منازل (بیوت تبلیغی) مدرسه،‌دانشگاه، درمانگاه، داروخانه وموسسات تجاری.
در سال‌های اخیر تشکیلات بهائیت راه‌های جدیدی برای عضوگیری افراد از طریق دستیابی به فعالیت‌های تجاری و نفود در مؤسسات غیردولتی یافته است. بسیاری از بهائیان ایرانی با مزد خیلی کم در مراکز اقتصادی که تحت تملک تشکیلات است و توسط تشکیلات اداره می‌شود کار می‌کنند و بخشی از درآمدشان همراه با منافع شرکت به صورت مستقیم و یا غیرمستقیم به مرکز تشکیلات فرستاده می‌شود و بدین ترتیب تشکیلات در یک موقعیت استراتژیک به لحاظ اقتصادی قرار می‌گیرد؛ به طوری که در عرصه رقابت اقتصادی صدمات جدی بر پیکره مؤسسات غیربهائی وارد می‌شود. در واقع تشکیلات بهائیت در یک بازار غیرمنصفانه از استثمار کارگران بهایی گرفته تا وارد شدن در انواع تقلب‌ها و کلاهبرداری‌ها ، قادر می‌شود تا ثروت خود را افزایش دهد.
باتوجه به مسایل پیشین این نتیجه حاصل می‌شود که تشکیلات بهائیت نوعی از روابط تشکیلاتی است که در آن رهبران تشکیلات، آگاهانه بهائیان ایران را با استفاده از روش‌های خاصی وادار می‌کنند تا به طور کامل در خصوص تقریباً همه تصمیمات مهم زندگی‌شان وابسته به تشکیلات باشند.
در تشکیلات بهائیت اعتقادات به ابزاری برای خدمت به برنامه‌های پنهان رهبران تشکیلات تبدیل شده و نقش چسبی را دارد که بهاییان را در راستای اهداف تشکیلات به هم متصل می‌کند. کلید موفقیت رهبران تشکیلات بهائیت برای سوءاستفاده از بهائیان ایران در ناآگاه نگاه داشتن آنان نهفته است و نکته مهم این است که حقوق شهروندی بهائیان ایران امروزه قربانی حقوق تشکیلات بهائیت می‌شود.
نکته آخر این‌که کلیه شیوه‌های جذب و حفظ افراد گرفتار شده در چنبره تشکیلات بهائیت شبیه رفتارهایی است که در فرقه‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد.
افرادی نظیر شیرین عبادی و سایرین که اخیراً صحبت‌هایی در راستای حقوق شهروندی بهاییان ایران مطرح کرده بودند باید بدانند که حقوق شهروندی بهاییان تنها توسط خود بهاییان تباه می‌شود؛ بهاییان با فعالیت در قالب تشکیلات سبب شده‌اند که حتی سایر کشورهای دیگر هم آن‌ها را محدود کنند.


نوشته شده توسط محراب در تاريخ|چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388 - 22:19

لينك ثابت |

" عکس العمل مشاور حقوقی دفتر امام جمعه شیراز نسبت به فریبکاری های بهائیان "

در روند اجرای نقشه مدرک سازی و مظلوم نمائی، والدین سه نفر از افراد بهائی محکوم شده با حضور و مراجعه مرتب به دفتر امام جمعه محترم شیراز حضرت آیت الله حائری، فرزندان خود را بی گناه و بهائیت را (به دروغ ) یک مکتب الهی و معتقد به خدا و قرآن و ائمه و طرفدار محرومان و فقرا مطرح می کردند و نیات پنهانی خود را با نوشتن عریضه ای تسلیم دفتر امام جمعه نمودند.

امام جمعه محترم شیراز هم با عنایت به رحمت و رأفت اسلامی از سرهنگ بازنشسته ولی الله رستمی  "مشاور حقوقی دفتر " تقاضا کردند که به این درخواست رسیدگی نمایند. ایشان هم نظر به سابقه و تجربه طولانی مدت به منظور رسیدگی به این درخواست مبادرت به طراحی نحوه بازرسی و چگونگی تحقیقات لازمه نمود :

- ابتدا تحقیق میدانی و مصاحبه از افراد ذیربط را آغاز نمود .

- ضمن گفتگو با متهمین و والدین آنها و حضور در محل وقوع جرم با تعدادی از کودکان و نوجوانان و یکی دو نفر از اهالی محل صحبت نمودو متوجه گردید که آن گروه بهائی بدون اینکه اسمی از بهائیت بیاورندموفق شده اند با ظاهر سازی و تحت پوشش فعالیتهای هنری -آموزشی تعدادی از اهالی محل را فریب دهند.

- بعلاوه این گروه بهائی روزهای جمعه باچند دستگاه ماشین و تجهیزات از قبل آماده شده به نزد کودکان و نوجوانان فقیر رفته و با توزیع بیسکویت و شکلات و صابون و اسباب بازی و ...این نوجوانان بی اطلاع و معصوم را اسیر محبت خود کرده بودند.

 - به هر حال جناب سرهنگ رستمی با امانت داری و بدون اینکه در این مرحله نظر شخصی خود را در گزارش اعمال نماید عین مشهودات و شنیده های مقدماتی و ابتدائی تحقیق را به طور کتبی و محرمانه تقدیم دفتر امام جمعه شیرازمی نماید و منتظر رهنمود جدید ایشان جهت ادامه تحقیقات می ماند.

در همان زمان والدین بهائیان زندانی مرتب به دفتر امام جمعه مراجعه نموده و با هو چیگری و ظاهر سازی ضمن مظلوم نمائی و تبلیغ بهائیت در میان سایر مراجعین، خواستار اطلاع از تحقیقات مشاور حقوقی دفتر امام جمعه می گردند. در جریان همین رفت و آمدهای مکرر یک نسخه از گزارش محرمانه سرهنگ رستمی را به چنگ آورده و با کمال پرروئی و خیانت و بدون حفظ امانت داری و با فرصت طلبی و سوء استفاده از محبتهای امام جمعه (که اجازه داده بودند آنها مطالب خود را بیان کنند ) و بدون کسب اجازه از سرهنگ رستمی مبادرت به تکثیر آن گزارش در جامعه و در سایتهای اینترنتی نموده و آنرا در اختیار عوامل ضد انقلاب و سایتهای مخالف نظام جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور قرار دادند و با تیتر زدنهای جعلی و فریب دهنده به دروغ مدعی شدند که دفتر مقام رهبری  سند بیگناهی این گروه بهائی را تأئید کرده است.؟!! (زهی دروغگویی و مظلوم نمائی و وقاحت و ۰۰۰)

جناب سرهنگ رستمی که از اقدام خیانت آمیز تشکیلات بهائیت بی خبر بوده و در حال پیگیری ادامه تحقیقات بودند ناگهان متوجه می شوند كه گزارش محرمانه ايشان در تمام سایتهای بهائی و عوامل ضد انقلاب در سطح وسیعی منتشر گردیده و موجب بی اعتباری و خدشه وارد شدن به نام و عنوان و حیثیت ایشان شده اند.

در حالیکه این گزارش یک گزارش داخلی و غیر رسمی و دست نویس بوده و هیچگونه اظهار نظری هم از هیج مقام رسمی در ذیل آن درج نشده بود از طرف بهائیان به عنوان سند رسمی دفتر مقام رهبری و با سرو صدا در سطح محافل خبری جهان و سازمان ملل توزیع کردند.

جناب سرهنگ رستمی به منظور اعاده حیثیت از خود و رفع اتهام خلاف واقع از دفتر امام جمعه محترم شیراز خطاب به حضرت آیت الله حائری نامه ای نوشته و با اشاره به سوء استفاده بهائیان از حسن نیت ایشان، این اقدام بهائیان را محکوم و از توطئه شوم تشکیلات جهانی بهائیت پرده برداشت.

اکنون بدون هیچگونه پیشداوری و به منظور روشن شدن اذهان همگان و مردم با انصاف جهان و مخصوصاً بهائیان فریب خورده، عین نامه مشاور محترم حقوقی امام جمعه شیراز و نماینده مقام معظم رهبری در استان فارس تقدیم مردم آزاده جهان می گردد تا متوجه پنهان کاری و اغواگری و مدرک سازی جعلی تشکیلات بهائیت گردند:

                                             بسمه تعالي

محضر مبارك نماينده محترم مقام معظم رهبري دراستان فارس و امام جمعه معزز شيراز

سلام عليكم

با عرض سلام ، ادب و احترام ، به استحضار مي رساند ، گزارش مورخه 27 / 3 / 1387  اينجانب به حضرتعالي ، در خصوص پرونده متهمين بهائي ( شهرك مهدي آباد شيراز ) مورد سوء استفاده قرار گرفته و حتي عده اي از افراد فرقه بهائيت آن را به عنوان سند مظلوميت خود در اينترنت و مجامع بين المللي مورد سوء استفاده قرار داده اند لذا نكات ذيل را به استحضار ميرساند :

1- قبل از هرگونه نظر جنابعالي و اتمام تحقيق ، نمي بايست از گزارش خام و اوليه اينجانب سوء استفاده شود .

2-از10  مرحله تحقيق پيرامون اين پرونده فقط 2 مرحله آن و آنهم به صورت ناقص انجام شده و بقيه در دست اقدام است .

3-اين گروه غير قانوني با ظاهرفريبي و تحت پوشش اقدامات خيريه و بدون اينكه وابستگي خود را به بهائيت به مردم منطقه اعلام كنند مبادرت به جمع آوري كودكان و نوجوانان بي اطلاع نموده و زمينه جلب محبت آنان را فراهم مي نمودند .

4-ضمن محكوم كردن قاطع از سوء استفاده تشكيلات فرقه بهائيت از تحقيقات ميداني ناقص صورت گرفته ، نتيجه مراحل بعدي تحقيقات در حال انجام است كه در صورت صلاحديد حضرتعالي ، ادامه خواهد يافت و مرحله به مرحله همچون گذشته به سمع و نظر مبارك جنابعالي خواهد رسيد .

                        با تجديد احترام

                         ولي رستمي

                          11 / 8 /1387 

 امیدواریم بزودی شاهد دریافت نتیجه ادامه تحقیقات جناب سرهنگ رستمی باشیم و به قول معروف : " تا سیه روی شود هر که در او غش باشد. "

برای اطلاع از ماجرای فعالیت بهائیان در مهدی آباد شیراز به وبلاگ مهدی آباد مراجعه کنید


نوشته شده توسط محراب در تاريخ|چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387 - 14:36

لينك ثابت |

معرفی کتاب " بهائیت از ادعا تا واقعیت "

کتاب " بهائیت از ادعا تا واقعیت  " نوشته مهدی کریمی توسط انتشارات رادنگار قم در 80 صفحهبهائیت از ادعا تا واقعیت پیرامون سلسله مباحث بهائی شناسی انتشار یافت. در این کتاب ضمن  نگاهی کوتاه به مسئله خاتمیت پیامبر اکرم (ص) و اصالت اعتقاد به مهدویت و مباحث مربوط به امام عصر ارواحنافداه      ( قائمیت) و معرفی چند کتاب در این باره به مسئله دین سازان و مدعیان دروغین مهدویت پرداخته شده است و پس از بیان شرح حال سران بابی گری و بهائیگری از جمله میرزا علی محمد باب ، میرزا یحیی نوری معروف به صبح ازل، میرزاحسینعلی بهاء، عباس افندی، شوقی افندی و نهایتا مرکزیت تشکیلات بهائیت یعنی بیت العدل به بررسی ادعاهای متنوع  باب و بهاء بااستفاده از کتب معروف خود بهائیان و تناقضات آشکار در این ادعاها پرداخته شده است.از جمله  مطالب دیگر این کتاب  عبارتند از :

موضوع قائمیت در آثار بهائیت

خاتمیت اسلام و بهائیت

نفی اصل توحید توسط سران بهائی

استهزای احکام الاهی توسط باب و بهاء

دست های پنهان و آشکار استعمار در پیدایش فرقه بابی گری و بهائیگری

و در نهایت آشنایی با تعدادی از سایت های روشنگر ماهیت فرقه ضاله بهائیت

تلفن مرکز پخش : 09361090199


نوشته شده توسط محراب در تاريخ|یکشنبه دهم آذر 1387 - 17:34

لينك ثابت |

حجاب زدايي و ترويج آزادي جنسي تفكر القايي استعمار در كشورهاي مسلمان

« حجاب » كه به صورت وجوب و ضرورت « پوشش » براي زنان به منظور صيانت از حريم شخصيت معنوي آنان و جلوگيري از فساد و بي بند و باري و استحكام بخشيدن به اركان خانواده و سالم سازي روابط و فعاليت هاي اجتماعي در تعاليم اسلام مورد توجه خاص واقع شده است , از ديرباز به عنوان يكي از موانع براي تحقق حيله ها و توطئه هاي قدرتهاي استعاري چهره مي نموده و آنان را در تسريع و شتاب بخشي به بسط سيطره فرهنگي و سياسي و اقتصادي بر سرزمين هاي اسلامي با مشكل مواجه مي ساخته است . از همين رو در بستر تاريخ طولاني نقش آفريني هاي شيطاني و مخرب آنان براي مقابله بااسلام و وحدت و اتحاد جوامع و كشورهاي اسلامي , مبارزه با قانون اسلامي حجاب يكي از اهداف و برنامه هاي بنيادين و محوري آنها براي آماده كردن زمينه هاي نفوذ و تعدي و سيطره بر جهان اسلام محسوب شده است .

استعمارگران به وضوح دريافتند كه حجاب و پاكي و عفاف زنان كه يكي از جلوه هاي مهم پايبندي به اسلام و از آثار سازنده تبعيت از احكام و قوانين اين آئين الهي به شمار مي رود , با سلطه همه جانبه آنان بر جوامع اسلامي سازگاري ندارد و سلامت روابط اجتماعي دختران و پسران و زنان و مردان به طور طبيعي نافي هرگونه فساد و فحشا و آزادي هاي مخرب جنسي مي باشد و به همين دليل تصميم گرفتند با روشهاي گوناگون به مبارزه با حجاب و عفاف زنان بپردازند و از اين طريق جوامع اسلامي را به فساد و انحطاط بيفكنند تا در هنگامه هايي كه دختران و پسران ـ كه نيروهاي بالنده و پر انرژي و آماده مقاومت در برابر استعمار خارجي محسوب ميشوند ـ به هرزگي و بي بندوباري و بي تفاوتي در برابر دنياي « سياست » و آمد و شد و عملكردهاي سيطره جويانه قدرتهاي استعماري سرگرم و مشغول مي باشند , اهداف فرهنگي و سياسي و اقتصادي خود را يكي پس از ديگري به مرحله عمل در آورند!
استعمار انگليس در استفاده از اين حربه شيطاني براي نفوذ در كشورهاي اسلامي داراي پيشينه اي سياه مي باشد و يكي از برنامه هاي مهم جاسوسان انگليسي در مقاطع مختلف تاريخي , مبارزه پنهان و مرموز با حجاب و پوشش زنان به منظور گستردن دامهاي فساد و فحشا در ميان جوانان مسلمان بوده است .
وزارت مستعمرات انگليس به يكي از جاسوسان متبحر خود , اين سياست شوم را اينگونه ابلاغ مي نمايد :
« در مساله بي حجابي زنان , بايد كوشش فوق العاده به عمل آوريم تا زنان مسلمان به بي حجابي و رها كردن چادر , مشتاق شوند... پس از آن كه حجاب زن با تبليغات وسيعي از ميان رفت , وظيفه ماموران ماست كه جوانان را به عشق بازي و روابط جنسي نامشروع با زنان تشويق كنند و به اين وسيله فساد را در جوامع اسلامي گسترش دهند . »
استعمار فرانسه از همين شيوه براي سيطره بر مسلمانان الجزاير استفاده مي كند و با مبارزه با حجاب زنان مسلمان اين كشور , زمينه هاي لازم را براي خارج شدن آنان از پوشش اسلامي و آلودگي به فساد جنسي و در نهايت بالا بردن توان نيروهاي اشغالگر براي پيشروي در تار و پود جامعه الجزاير فراهم مي آورد.
« فرانتس فانون » در شرح وقايع سرزمين الجزاير پس از اشغال فرانسويان , ابتدا به اين ضرب المثل قديمي اشاره مي كند كه « زنها را دردست بگيريم , همه چيز به دنبال آن خواهد آمد. » و سپس به اين واقعيت مي پردازد كه : « كشفيات جديد جامعه شناسان فقط كاري كه كرده اين است كه به اين فرمول قديمي روش خاص علمي بخشيده است » ! , و آن گاه براساس اين مقدمه , نظريه سياسي اشغالگران فرانسوي را اين گونه مطرح مي نمايد : « اگر بخواهيم به تار و پود بافته جامعه الجزايري هجوم بريم و استعداد مقاومت او را مغلوب سازيم , بايد ابتدا زنها را تحت تسلط قرار دهيم . »
« فرانتس فانون » سپس به نقش نمونه هاي رفع حجاب شده زنان الجزايري اشاره مي نمايد :
« از آن پس اين زنان « نمونه اي و آزمايشي » با چهره مكشوف و بدن آزاد مانند سكه رايج در محيط اروپايي الجزاير سير مي كنند. در اطراف اين زن حلقه اي از تعليمات نوين به وجود مي آيد و اروپايي ها كه از اين پيروزي به هيجان آمده اند از نگراني اين كه به وضع اوليه برنگردد , اين زن را مانند كسي كه به مذهب جديدي گرويده باشد احاطه مي كنند » و در نهايت , نتيجه اين تلاش مخرب اين گونه ظاهر مي شود : « هر بار كه يك زن الجزايري حجاب را رها سازد , با اين عمل خويش در واقع وجود جامعه الجزايري را با سيستم دفاعي سست بنياد و باز و متلاشي , به اشغالگران اعلام مي دارد! . »
ترديدي نيست كه اين برنامه محوري و حائز اهميت , در درجه اول و قبل از همه چيز « سياسي » است و سيطره كامل بر ممالك اسلامي به طور « آشكار » يا « پنهان » و به روش « استعمار كهن » يا « استعمار نو » , اصل نخستين و هدف غائي محسوب مي شود. اين هدف با فروپاشي شيرازه وحدت و اتحاد مسلمين و ايجاد شكاف هاي عميق تفرقه و تشتت و كينه و ستيز ميان آنان رخ مي نمود.

براي تحقق اين هدف غائي و نهايي بود كه به « همفر » جاسوس وزارت مستعمرات بريتانيا , اين گونه توصيه مي شود :
« موضوع مهم براي تو در ماموريت آينده , دو نكته است :
1 ـ يافتن نقاط ضعف مسلمانان كه ما را براي نفوذ در آنها و ايجاد تفرقه و اختلاف بين گروهها موفق كند , زيرا عامل پيروزي ما بر دشمن , شناخت اين مسائل است .
2 ـ پس از شناخت نقاط ضعف , اقدام به ايجاد تفرقه و اختلاف ضروري است . هرگاه در اين كار مهم توانائي لازم از خود نشان دهي , بايد مطمئن باشي كه در شمار بهترين جاسوسان انگليس , و شايسته نشان افتخارخواهي بود . »
براي تحقق اين هدف « سياسي » به عنوان يك « استراتژي » , تمام « تاكتيك » ها به خدمت گرفته شد كه يكي از مهم ترين آنها در مجموعه برنامه ها و روش هاي « فرهنگي » براي نيل به هدف سياسي , مبارزه با « حجاب اسلامي » و گسترش روزافزون « فساد و بي بندوباري » در ميان توده هاي مردم به ويژه « جوانان » بود.
به « همفر » جاسوس انگليس در ممالك اسلامي مجموعه برنامه هاي فرهنگي تفهيم و القا مي شود و از آن ميان , درباره مهم ترين و محوري ترين آنها يعني حجاب ستيزي براي گستردن دامهاي فساد و تباهي , به او اين گونه دستور مي دهند :
« بايد به استناد شواهد و دلايل تاريخي ! ثابت كنيم كه پوشيدگي زن از دوران بني عباس متداول شده ! و مطلقا سنت اسلام نيست ! مردم , همسران پيامبر را بدون حجاب ! مي ديده اند , و زنان صدر اسلام در تمام شئون زندگي , دوش به دوش مردان فعاليت داشته اند » .
يكي از نكات قابل توجه در اين القائات استعماري , توجيه و تفسيرهايي است كه ماموران استعمار در كسوت اسلام شناس ! و مفسر دين ! به جوامع اسلامي و توده هاي مسلمان انتقال مي دهند و از آنجا كه اين توجيهات , موافق طبع و مذاق مسلمانان ضعيف الايمان و افراد متمايل به فساد و بي بندوباري هاي جنسي است , سريع اثر مي بخشد و به مصداق اصل « الانسان حريص علي مامنع » (انسان نسبت به آنچه او را به حق و درست منع مي نمايند حريص مي باشد) , در قلب آدمهاي « دم غنيمتي » و گريزان از « حق » و « تكليف الهي » نفوذ مي نمايد , و به همين دليل است كه رهبران سازمان هاي مخوف « فراماسونري » كه در چنبره استعمارگران انگليسي و آمريكايي و صهيونيسم قرار دارند , اعلام مي نمايند : « طبيعت انسان , ميل زيادي به محرمات و شهوتراني دارد. اين وظيفه ماست كه درجه حرارت شهوت را بالا ببريم تا يك مرتبه آتش گرفته و به تمام مقدسات خود كافر گردد . »
توجيه و تفسيرهاي ماموران استعمار درباره مسائل اسلامي ازجمله « حجاب » كه نمونه اي از آن را در برنامه جاسوس كهنه كار وزارت مستعمرات انگليس يافتيم , اولا « مقدمه » و « زمينه » براي رفع حجاب از زنان بوده است . ثانيا يك « خيمه شب بازي فرهنگي » و در خدمت « بازي هاي سياسي » عوامل استعمار براي فروپاشي اتحاد و وحدت ممالك اسلامي و ايجاد شكاف بين « روحانيت » و « مردم » ـ كه پايگاه مستحكم مقاومت در برابر استعمار خارجي بوده و مي باشند ـ محسوب مي شود.



نوشته شده توسط محراب در تاريخ|سه شنبه دوم مهر 1387 - 6:18

لينك ثابت |

"آتش بس با شيطان" یکی از تناقضات آشکار بهائیت

مقدمه اول:
شارع ادیان الاهی یکتاست. همگی معتقدان ادیان الاهی بر این باورند که خداوندی حکیم شرایع را فروفرستاده است. هیچ یک از ادیان الاهی به تعدد یا عدم حکمت مصدر شرایع معتقد نیستند
.
خدا در قرآن می فرماید:

شَرَعَ لَکُمْ مِنَ الدِّینِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً وَ الَّذی أَوْحَیْنا إِلَیْکَ وَ ما وَصَّیْنا بِهِ إِبْراهیمَ وَ مُوسى‏ وَ عیسى‏ أَنْ أَقیمُوا الدِّینَ وَ لا تَتَفَرَّقُوا فیهِ کَبُرَ عَلَى الْمُشْرِکینَ ما تَدْعُوهُمْ إِلَیْهِ اللَّهُ یَجْتَبی‏ إِلَیْهِ مَنْ یَشاءُ وَ یَهْدی إِلَیْهِ مَنْ یُنیبُ(مائده ۴۶)

براى شما آیینى مقرر کرد، از همان گونه که به نوح توصیه کرده بود و از آنچه بر تو وحى کرده‏ایم و به ابراهیم و موسى و عیسى توصیه کرده‏ایم که دین را بر پاى نگه دارید و در آن فرقه فرقه مشوید. تحمل آنچه بدان دعوت مى‏کنید بر مشرکان دشوار است. خدا هر که را خواهد براى رسالت خود بر مى‏گزیند و هر که را بدو باز گردد به خود راه مى‏نماید.
مقدمه دوم :
ادیان الاهی مصدق یکدیگرند. با توجه به مقدمه اول و با توجه به تاریخ انبیاء روشن میگردد که ادیان الاهی در طول اعصار همآره با تصدیق دیانت پیشین آمده اند. به کلام دیگر پیامبر جدید همواره دیانت الاهی پیش از خود را در دوره زمانی آن صحیح ، کامل و خالی از هرگونه کژی و ناراستی دانسته است.در این زمینه قرآن میفرماید
:

وَ قَفَّیْنا عَلى‏ آثارِهِمْ بِعیسَى ابْنِ مَرْیَمَ مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ التَّوْراةِ وَ آتَیْناهُ الْإِنْجیلَ فیهِ هُدىً وَ نُورٌ وَ مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ التَّوْراةِ وَ هُدىً وَ مَوْعِظَةً لِلْمُتَّقینَ مائده 46
)
آیه 46سوره مائده این آیه است، آیه ای که در ارسال پیش آمده آیه 13 سوره شوری است( و از پى آنها عیسى پسر مریم را فرستادیم که تصدیق‏کننده توراتى بود که پیش از او فرستاده بودیم و انجیل را که تصدیق‏کننده تورات پیش از او بود به او دادیم که در آن هدایت و روشنایى بود و براى پرهیزگاران هدایت و موعظه‏اى.

وَ أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الْکِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْکِتابِ وَ مُهَیْمِناً عَلَیْه‏... مائده 48
و این کتاب را به راستى بر تو نازل کردیم تصدیق‏کننده و حاکم بر کتابهایى است که پیش از آن بوده‏اند..

مقدمه سوم:
اديان الاهي نميتوانند در اصول با يكديگر تناقض داشته باشند نميتوان تصور كرد كه پيامبري از جانب خداوند بيايد و "آموزه هاي اساسي" پيامبري ديگر كه او نيز مبعوث خداوند حكيم است را تكذيب نمايد و متناقض آن سخن بگويد
.
لفظ "مصدق" يا همان " تصديق كننده" كه در مقدمه دوم آورده شد، به خوبي ثابت كننده اين معناست.
تذكر به اين نكته لازم است كه اين سخن را نبايستي با نسخ شريعت متاخر و آيين عبادت پيشين خلط كرد. در هنگام وضع شيوه عبادت در آيين جديد، اصول اعتقادي ديانت پيشين ، وقايع تاريخي، آموزه هاي فطري و مسائل ثابتي از اين دست، تغييري نمي يابند و تنها شيوه عبادت خدا تغييير مي يابد.
اين مطلب، مورد تصديق بهاييان نيز ميباشد، شوقي افندي در صفحه 32 كتاب دور بهايي مينويسد:
"
تعاليم اين ظهور به قدر رأس شعره‌ای از حقايق مودوعه درشرايع قبل انحراف نداشته و عظمت اين ظهور به قدر خردلی از نفوذ و روح ايمانی که آن اديان بوجود آورده‌اند نميکاهد . آئين بهائی... منظور حقيقی و مقصد اصليش آن است که اساس اين اديان را اتّساع بخشيده مبادی آنان را احيا کرده مقاصد و اهداف آنان را بيکديگر مرتبط ساخته حيات آنانرا نشئه‌ای بديع بخشيده وحدت آنانرا ثابت و محقّق داشته پاکی و صفای اوّليّهء آنانرا تجديد کرده وظائف آنانرا به يکديگر مرتبط ساخته و آنان را در تحقّق اعظم نوايای خود کمک و مساعدت نمايد."

 

براي مزيد اطمينان همه عزيزان دو نقل ديگر از متون بهايي را در اثبات سه مقدمه فوق در اينجا مي آورم.
دكتر اسلمنت در كتاب بهاء الله و عصر جديد ص 91 از جناب عبدالبهاء چنين نقل ميكند:
"
اگر ما دربارهء اديان تحقيق کنيم تا مبادی مکنونه در اصول اساسی آنها را کشف نمائيم ملتفت خواهيم شد که همه توافق دارند زيرا حقايق اصليّهء آنها يکی است و متعدّد نيست."
هم چنين در صفحه 139 همين كتاب ميخوانيم: "حضرت بهاء الله...از پيروان هر يک از اديان دعوت ميفرمايند نه تنها الهام الهی را نسبت به پيغمبر خود انکار نکنند بلکه آنرا در مورد همهء پيغمبران تصديق نمايند و اذعان کنند که تعاليم همهء آنها از جهت اصول با هم موافق بوده"
حال بر اساس سه مقدمه فوق يعني:
۱- شارع ادیان الاهی یکتاست.

۲- ادیان الاهی مصدق یکدیگرند.

3- ادیان الاهی نمی توانند در اصول با یکدیگر تناقض داشته باشند.

به بازخواني گفتار جناب عبدالبهاء ميپردازيم:


" هوالله

خداوند عالمیان عالم انسانی را جنت عدن خلق فرموده اگر صلح و سلام و محبت و وفا چنانکه باید و شاید یابد جنت اندر جنت گردد        و جمیع نعمای الهی فراوان و سرور و طرب بی پایان شود و فضائل عالم انسانی  آشکار و عيان و پرتو شمس حقيقت از هر سو نمايان گردد ملاحظه کنيد که حضرت آدم و سائرين در جنّت بودند بمجرّد آنکه در جنّت عدن در ميان حضرت آدم و شيطان نزاعی حاصل گشت جميع از جنّت خارج شدند تا آنکه نوع انسان عبرت گيرد و آگاه شود که

 

نزاع و جدال سبب حرمان است حتّی با شيطان

 

لهذا در اين عصر نورانی بموجب تعاليم الهی حتّی با

 

شیطان (ابلیس)شيطان نزاع و جدال جائز نه"

مكاتيب عبدالبهاء ج 4 ص 150

 

 

جناب عبدالبهاء در آموزه فوق ، اولا در بيان لزوم وجود صلح ، سلام و محبت را در ميان عالم انساني به ماجراي هبوط حضرت آدم(ع) اشاره ميكنند و آن را مايه عبرت خوانده، درس آن ماجرا را اين ميدانند كه نزاع و جدال سبب حرمان است، حتي با شيطان . سپس در بخش دوم فرمايش خويش اين نكته را مطرح ميسازند كه در اين عصر نوراني حتي با شيطان نبايستي نزاع و جدل نمود.
اين دو فراز كلام ايشان را به تفكيك مورد بررسي قرار دهيم:


1- ماجراي هبوط حضرت آدم چه بود؟

در بخش اول سخن ايشان به اين اشاره شده بود كه در بهشت تا نزاعي ميان حضرت آدم و شيطان حاصل شد منجر به هبوط گرديد:
"
ملاحظه کنيد که حضرت آدم و سائرين در جنّت بودند بمجرّد آنکه در جنّت عدن در ميان حضرت آدم و شيطان نزاعی حاصل گشت جميع از جنّت خارج شدند"
مناسب است (با تاكيد بر توجه به سه مقدمه آغازين) گزاره قرآن را در مورد اين ماجرا بخوانيم:

در سه جاي قرآن كريم به ماجراي حضرت آدم(ع) در بهشت اشاره شده است:

1-
سوره بقره آيات 35 و 36:
و گفتيم: اى آدم، خود و زنت در بهشت جاى گيريد. و هر چه خواهيد، و هر جا كه خواهيد، از ثمرات آن به خوشى بخوريد. و به اين درخت نزديك مشويد، كه به زمره ستمكاران درآييد. (35)پس شيطان آن دو را به خطا واداشت، و از بهشتى كه در آن بودند بيرون راند. گفتيم: پايين رويد، برخى دشمن برخى ديگر، و قرارگاه و جاى برخوردارى شما تا روز قيامت در زمين باشد. (۳۶)

2-
سوره اعراف آيات 19 تا 27
اى آدم، تو و همسرت در بهشت مكان گيريد. از هر جا كه خواهيد بخوريد ولى به اين درخت نزديك مشويد كه در شمار بر خويش ستم‏كنندگان خواهيد شد. * پس شيطان آن دو را وسوسه كرد، ... و آن دو را بفريفت و به پستى افكند. چون از آن درخت خوردند ... پروردگارشان ندا داد: آيا شما را از آن درخت منع نكرده بودم و نگفته بودم كه شيطان به آشكارا دشمن شماست؟ * .... اى فرزندان آدم، شيطان شما را نفريبد، هم چنان كه پدر و مادرتان را از بهشت بيرون راند، .... ما شيطانها را دوستان كسانى قرار داديم كه ايمان نمى‏آورند.

3-
سوره طه آيات 117 تا 123
گفتيم: اى آدم، اين دشمن تو و همسر توست، شما را از بهشت بيرون نكند، كه نگونبخت شوى*كه تو در بهشت نه گرسنه مى‏شوى و نه برهنه مى‏مانى. * و نه تشنه مى‏شوى و نه دچار تابش آفتاب. * شيطان وسوسه‏اش كرد و گفت: اى آدم، آيا تو را به درخت جاويدانى و مُلكى زوال ناپذير راه بنمايم؟ * از آن درخت خوردند و ...  )

 

ماجراي هبوط حضرت آدم(ع) ، درسنامه قرآن يا درسنامه

 

عبدالبهاء؟

بنا بر آنچه آمد، اگر بخواهيم اين ماجرا را از زبان قرآن بشنويم و از آن عبرت بگيريم، نقل قرآن اين چنين است:

خداوند متعال اولا به حضرت آدم(ع( تذكر ميدهد شيطان دشمن وي است. فَقُلْنا يا آدَمُ إِنَّ هذا عَدُوٌّ لَكَ وَ لِزَوْجِكَ
اما شيطان با حيله گري و دروغ جناب آدم و حوا را فريب ميدهد فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطانُ.
سپس خداوند چنين خطاب ميكند: ناداهُما رَبُّهُما أَ لَمْ أَنْهَكُما عَنْ تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَ أَقُلْ لَكُما إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُما عَدُوٌّ مُبينٌ
و درپي آن، ذكر هبوط آدم به زمين ميشود. سپس خود خداوند خطاب به فرزندان آدم ميكند و آنان را از شيطان تحذير ميكند يا بَني‏ آدَمَ لا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطانُ
اين درسنامه اي است كه قرآن در آن ماجرا براي فرزندان آدم تدريس مينمايد.

واقعيت اين است كه در كلام قرآن، سبب اين حرمان، نزاع و جدال جناب آدم با شيطان نيست بلكه به عكس، پذيرش سخن اوست كه مايه آن شده است. لذا خداوند بعد از اين اتفاق، يادآوري ميكند كه"مگر من نگفته بودم كه او دشمن آشكار شماست؟"


ميزان سازگاري این کلام عبدالبها را کمی بیشتر با متون اسلامي و تعاليم قرآن خواهيم سنجيد و در انتها آن را با ساير متون بهاييان مقايسه خواهيم كرد.
حضرت علي عليه السلام در خطبه 192 نهج البلاغه (معروف به خطبه قاصعه) ميفرمايند...:
"
پس، از دشمن خدا (شيطان) بترسيد، كه، مبادا شما را به درد خود گرفتار سازد و با ندايش شما را نگران كند و با لشكريان سواره و پياده خويش اطرافتان را فرا گيرد، به جان خودم سوگند كه تير شرّش را براى جان شما به چلّه كمان نهاده و آن را به جانب شما سخت كشيده و از نزديك شما را هدف قرار داده و گفته است: «قالَ رَبِّ بِما أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ» او، بى‏انديشه از آينده دور غيبگويى كرده، و با پندارى غير واقع سنگ انداخته است و فرزندان نخوت و برادران عصبيت، و سواران گردنكش و جاهليت او را تصديق كردند، تا اين كه سركشهاى شما از او پيروى كردند، و حرص و طمع او، در شما پا بر جا شد، پس راز نهان آشكار شد و تسلط او بر شما قوت يافت و سپاه خود را به سوى شما نزديك آورد و لشكريان وى شما را در غارهاى ذلت و خوارى جا دادند و در گودالهاى مرگ انداختند، و با زخمهاى سنگين كه از نيزه زدن در چشمها و بريدن گلوها و كوبيدن بينيها و انداختنتان در قتلگاهها، در شما ايجاد كردند پايمالتان ساختند، چرا كه اراده داشتند شما را با حلقه‏هاى مهار قهر و خشم كه در بينى مى‏نهند به سوى آتشى كه برايتان آماده شده است بكشانند.
بنا بر اين شيطان براى زخم زدن در دين شما بزرگتر و به علت آتش افروختن در دنياى شما افروزنده‏تر از كسانى است كه شما آشكارا با آنها دشمنيد و بر آنان حمله مى‏كنيد، پس شدت خود را عليه او، و سعى و كوششتان را به منظور دفع او به كار بريد، به خدا سوگند كه او بر اصل و ريشه شما فخر و مباهات كرد و در قدر و منزلت شما نكوهش وارد ساخت، و بر نسب شما ايراد گرفت و سواران خود را براى حمله بر شما گسيل كرد و با پيادگان خود، راه شما را بست. آنان در هر جا شما را شكار كرده و به دام مى‏اندازند و سر انگشتانتان را مى‏زنند، و با هيچ چاره‏جويى نمى‏توانيد سر، باز زنيد و با هيچ اراده‏اى نمى‏توانيد شرّشان را از خود دفع كنيد، در حالى كه شما در انبوه بيچارگى و خوارى و تنگاتنگ مرگ و جولانگاه بلا و سختى گرفتاريد..."

اما آنچه خداوند به ما در قرآن مي آموزد:
در قرآن مكررا خطابهاي گوناگوني را مي يابيم كه گروه هاي مختلف جامعه بشري را در مورد دشمني شيطان و لزوم پرهيز از او خبر ميدهد:
اى مردم، از آنچه در زمين است حلال و پاكيزه را بخوريد، و از گامهاى شيطان پيروى مكنيد كه او دشمن آشكار شماست. بقره (168)
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، همگى به اطاعت [خدا] درآييد، و گامهاى شيطان را دنبال مكنيد كه او براى شما دشمنى آشكار است. بقره (208)
و [نيز] از دامها، حيوانات باركش و حيوانات كرك و پشم دهنده را [پديد آورد]. از آنچه خدا روزيتان كرده است بخوريد، و از پى گامهاى شيطان مرويد كه او براى شما دشمنى آشكار است. انعام (142)
[يعقوب‏] گفت: «اى پسرك من، خوابت را براى برادرانت حكايت مكن كه براى تو نيرنگى مى‏انديشند، زيرا شيطان براى آدمى دشمنى آشكار است. يوسف (5)
(موسى)گفت: «اين كار شيطان است، چرا كه او دشمنى گمراه‏كننده [و] آشكار استقصص (15)
و اگر تو را تكذيب كنند، قطعاً پيش از تو [هم‏] فرستادگانى تكذيب شدند. و [همه‏] كارها به سوى خدا بازگردانيده مى‏شود. *اى مردم، همانا وعده خدا حقّ است. زنهار تا اين زندگى دنيا شما را فريب ندهد، و زنهار تا [شيطانِ‏] فريبنده شما را در باره خدا نفريبد. *در حقيقت، شيطان دشمن شماست، شما [نيز] او را دشمن گيريد [او] فقط دار و دسته خود را مى‏خوانَد تا آنها از ياران آتش باشند. * كسانى كه كفر ورزيده‏اند، عذابى سخت خواهند داشت. و كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏اند، براى آنان آمرزش و پاداشى بزرگ است. * فاطر 4-7

و در صور دميده خواهد شد، پس بناگاه از گورهاى خود شتابان به سوىِ پروردگار خويش مى‏آيند* مى‏گويند: «اى واى بر ما، چه كسى ما را از آرامگاهمان برانگيخت؟ اين است همان وعده خداى رحمان، و پيامبران راست مى‏گفتند.» * [باز هم‏]  يك فرياد است و بس و بناگاه همه در پيشگاه ما حاضر آيند. * امروز بر كسى هيچ ستم نمى‏رود، جز در برابر آنچه كرده‏ايد پاداشى نخواهيد يافت. *در اين روز، اهل بهشت كار و بارى خوش در پيش دارند. * آنها با همسرانشان در زير سايه‏ها بر تختها تكيه مى‏زنند. * در آنجا براى آنها [هر گونه‏] ميوه است و هر چه دلشان بخواهد. * از جانب پروردگار [ى‏] مهربان [به آنان‏] سلام گفته مى‏شود. * و اى گناهكاران، امروز [از بى‏گناهان‏] جدا شويد. * اى فرزندان آدم، مگر با شما عهد نكرده بودم كه شيطان را مپرستيد، زيرا وى دشمن آشكار شماست ؟*و اينكه مرا بپرستيد اين است راه راست! يس 51-61

و هنگامى كه [در مورد] پسر مريم مثالى آورده شد، بناگاه قوم تو از آن [سخن‏] هلهله درانداختند [و اعراض كردند]، * و گفتند: «آيا معبودان ما بهترند يا او؟» آن [مثال‏] را جز از راه جدل براى تو نزدند، بلكه آنان مردمى جدل‏پيشه‏اند. * [عيسى‏] جز بنده‏اى كه بر وى منّت نهاده و او را براى فرزندان اسرائيل سرمشق [و آيتى‏] گردانيده‏ايم نيست. * و اگر بخواهيم قطعاً به جاى شما فرشتگانى كه در [روى‏] زمين جانشين [شما] گردند قرار دهيم. * و همانا آن، نشانه‏اى براى [فهم‏] رستاخيز است، پس زنهار در آن ترديد مكن، و از من پيروى كنيد اين است راه راست! * و مبادا شيطان شما را از راه به در بَرد، زيرا او براى شما دشمنى آشكار است. *‌‌ و چون عيسى دلايل آشكار آورد، گفت: «به راستى براى شما حكمت آوردم، و تا در باره بعضى از آنچه در آن اختلاف مى‏كرديد برايتان توضيح دهم. پس، از خدا بترسيد و فرمانم ببريد.» * در حقيقت، خداست كه خود پروردگار من و پروردگار شماست. پس او را بپرستيد اين است راه راست. زخرف 57- 64
و [ياد كن‏] هنگامى را كه به فرشتگان گفتيم: «آدم را سجده كنيد،» پس [همه‏]- جز ابليس- سجده كردند، كه از [گروه‏] جن بود و از فرمان پروردگارش سرپيچيد. آيا [با اين حال،] او و نسلش را به جاى من دوستان خود مى‏گيريد، و حال آنكه آنها دشمن شمايند ؟ و چه بد جانشينانى براى ستمگرانند. كهف(50(
بنا بر نمونه هايي كه ذكر شد، ميتوان به يقين گفت كه از آغاز خلقت، خداوند متعال دشمني شيطان را گوشزد كرده است و از او پرهيز داده است فَقُلْنا يا آدَمُ إِنَّ هذا عَدُوٌّ لَكَ وَ لِزَوْجِكَ
پس از آدم(ع( به فرزندان او نيز اين تذكر را داده است، يا بَني‏ آدَمَ لا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطانُ

اين واقعيت در اعصار بعدي نيز يادآوري ميشود:

در عهد حضرت موسي(ع(قالَ هذا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُضِلٌّ مُبينٌ

در عهد حضرت يوسف(ع( إِنَّ الشَّيْطانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوٌّ مُبينٌ

در عهد حضرت مسيح(ع( وَ لا يَصُدَّنَّكُمُ الشَّيْطانُ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبينٌ

در ديانت حضرت محمد مصطفي(صلي الله عليه و آله( يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبينٌ

لذا در همه اديان الاهي اين تعليم قطعي بوده است كه شيطان دشمن بني آدم است و خدا از او پرهيز داده است و البته اين حقيقت تا قيامت نيز ادامه پيدا ميكند( و منقطع نميشود چرا كه)در روز قيامت، خداوند متعال به مجرمين عتاب ميكند كه" مگر من با شما عهد نكرده بودم كه شيطان دشمن شماست؟ " و به اين گفتار، تاثير مستقيم بي توجهي به دشمني شيطان در هلاك و شقاوت مجرمين را نشان ميدهد.

 

جالب اینجاست که یکی از موارد مطرح شده در احکام بهائیان مجازات فرد خطاکار است :

"اما کمی فکر کنید،اگر خطاکار مجازات نشود،نسبت به عمل خود مصمم تر می شود و بر اشتباه خود آگاهی پیدا نمی کند"

شیطان از فرمان خدا تخطی نمودو مجرم شد و مجازات او هم رجیم شدن بود و انسانها باید قلبا و عملا با او دشمنی و نزاع داشته باشند تا به دام او نیفتند و شقی نشوند...
اما جناب عبدالبها نزاع و دشمنی با او را جایز نمی شمرند .

این تناقض آشکار در آموزه عبدالبها ذهن هر انسان خردمندی را به این نکته هدایت می کند که تناقض گوئی از جهات ابطال یک مسلک است.خداوند در مورد قرآن می فرماید:
" ولو کان من عند غیر الله لوجدوا فیه اختلافا کثیرا "
یعنی اگر این قرآن از نزد غیر خدا بود در آن تناقض و اختلاف کثیر می یافتید!

گذشته از این تناقض کلامی تناقض رفتاری رهبران بهائیت نیز در مورد این آموزه در جای خود قابل بحث و بررسی است.

 

چرا جناب بهاءالله با برادرشان ازل اینقدر نزاع فرمودند و ایشان را به القاب رکیک مفتخر نمودند و چرا در اقدس فرمودند باید یک خطاکار سوزانده شود و... ؟!
وقتی شیطان در حریم امن قرار می گیرد یک خطاکار کوچک چرا باید سوزانده شود؟

نزاع و جدال جناب عبدالبها با برادرش محمد علی افندی نیز ازجمله همین رفتارهای متناقض با گفتار است.

 

بازگشت به صفحه اصلی نشریه


نوشته شده توسط محراب در تاريخ|چهارشنبه دوم مرداد 1387 - 12:29

لينك ثابت |

الوهیت و چگونگی اعتقاد به خدا در بهائیت
مقدمه
هر انسانی بر اساس فطرت و وجدان پاک خود می یابد که خودش مخلوق است و آفریدگار او هیچ شباهت و سنخیتی با او ندارد. پیامبران الهی نیز همنوا با این ندای فطری و برای تکمیل معارف الهی بشر همواره اساس دعوت خویش را بر مبنای توحید و پرستش خدای یگانه قرار داده اند. به عبارت دیگر اصل بنیادین لا اله الا الله پایه همه ادیان الهی است. مبارزه با شرک و بت پرستی به هر شکلی و دعوت به سوی بندگی و عبودیت خالق جهان سرلوحه رسالت همه پیامبران الهی بوده است. اولین کلامی که از سوی پیامبر گرامی اسلام برای دعوت مردم اعلام شد این عبارت بود:
قُولُوا لا اِلهَ اِلا اللهَ تُفلِحلوا

بگویید هیچ معبودی جز خدای یگانه وجود ندارد تا رستگار شوید

تمامی اعمال عبادی و احکام از جمله نماز، روزه ، حج ، جهاد ، خمس ، زکات و .... برنامه های اجتماعی و خانوادگی در اسلام نیز باید بر محور توحید و تقرب به خدای یگانه باشد. در سوره هود آیات 25 ، 50 ، 61 ، و 84 خداوند یاد آوری می کند که پنامبران الهی همچون نوح، هود، صالح و شعیب در اولین دعوت خویش مردم را به پرستش و بندگی خدای یگانه فرا می خواندند. در سوره انبیاء آیه 25 این اصل کلی به صورت یک بیانیه توحیدی چنین اعلام می گردد:

وَ ما اََرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ نُوحی‏ إِلَیْه اَنَّهُ لا إِلهَ إِلاّ اََنَا فَاعْبُدُونِ

ما پیش از تو هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر آن که به او وحی کردیم که معبودی جز من نیست، پس مرا پرستش کنید.آیا پیامبران اجازه داشته اند که مردم را به سوی عبادت و بندگی خود دعوت نمایند؟خداوند در قرآن کریم به شدت این موضوع را محکوم می کند و در آیه 29 سوره انبیاء می فرماید:

وَ مَنْ یَقُلْ مِنْهُمْ إِنِّی اِلهٌ  مِنْ دُونِهِ فَذلِکَ نَجْزیهِ جَهَنَّمَ کَذلِکَ نَجْزِی الظَّالِمین

و هرکس از آن ها (پیامبران) بگوید من معبودی جز خدا هستم، کیفر او را جهنم قرار می دهیم و ستمگران را این گونه کیفر خواهیم داد.

توحید و الوهیت در بهائیت
بهاییان در مرحله تبلیغ بهاییت چنان سخن می گویند که موافق طبع و فطرت همه انسان های حق جو باشد لذا ادعا می کنند که به خدای یگانه ایمان دارند و او را می پرستند. ولی غافل از اینکه حقیقت یک کیش و آیین را نه در جزوات تبلیغی بلکه باید در گفتارها و نوشته های رهبران و بنیان گذاران آن جستجو نمود.

ادعای خدایی توسط رهبران بهایی

بر خلاف فطرت خداشناس بشر و همچنین تعالیم توحیدی تمام کتب آسمانی و خصوصا قرآن کریم ، و همچنین برخلاف تبلیغات ظاهری مبلغان این فرقه، رهبران بهایی در بین ادعاهای گوناگون خود، مدعی مقام خدایی نیز بوده اند که در این جا به برخی از آن ها اشاره می شود:

ادعای خدایی میرزا علی محمد باب

1. باب در صفحه 5 لوح هیکل الدین- ضمیمه بیان عربی- چنین می گوید:

اِنَّ علی قبل نَبیل ذاتُ اللهِ و کَینونیَّتِهِ

یعنی: بدرستی که علی قبل نبیل (علی محمد باب) ذات خدا و جوهر هستی اوست.

(این مطلب در جلد اول کتاب رحیق مختوم صفحه 391 نیز نقل شده است.)

2. میرزا حسینعلی بهاء نیز در پاسخ مخالفین مقام خدایی باب می گوید:

" همه اهل آسمان ها و زمین بدانند که ما با تمام وجود فریاد می زنیم که باب همان «رب الاعلی» و «رب الامم» می باشد. "

( کتاب بدیع نوشته میرزا حسینعلی بهاء صفحه 43و 44)

ادعاهای خدایی میرزا حسینعلی بهاء
  1. تولد خدا !

ایشان معتقد است که از بدو تولد اساساً خدا به دنیا آمده است! البته خدایی که نه می زاید و نه زاییده شده است!! و البته لازم است پیروان او تولد این خدا را گرامی دارند! جناب بهاء در لوح مخصوصی که به مناسبت تولد خود صادر کرده چنین می گوید:

فًیا حًبًّذا مِن هذا الفجر الًّذی .... فیه وُلِدَ مًن لَم یًلِد و لم یولًد

یعنی: چه خوش است این بامداد ....که در آن کسی به دنیا آمده که که نه زاییده و نه زاده شده است!!! ( کتاب ایام تسعه تألیف اشراق خاوری صفحه 50)

  1. زندانی شدن خالق جهان !

به دنبال اختلافات میرزا حسینعلی با برادرش یحیی صبح ازل بر سر جانشینی باب ، پیروان این دو نفر آشوب هایی را در بغداد بوجود آوردند. در نتیجه میرزا حسینعلی بهاء توسط حکومت عثمانی به اسلامبول و از آن جا به ادرنه و سرانجام به عکا تبعید شده و در آن جا زندانی شد. در این زندان جناب بهاء پیام مهمی را خطاب به جهانیان صادر می کند و می گوید:

اِنَّ الَّذی خَلَقَ العالَمَ لِنَفسِهِ قَد حُبِسَ فی اَخرَبِ الدِّیارِ بِمَا اکتَسَبَت اَیدِی الغافِلین

یعنی: کسی که جهان را برای خودش خلق کرده بخاطر اعمال غافلین در بدترین مکان زندانی شده است !

( کتاب لوح ابن الذئب صفحه 42و الواح نازله خطاب به ملوک و رؤسای ارض صفحه 115)

  1. پیام دیگری از خدای زندانی !

برای اینکه کسی در زندانی شدن خدا تردید پیدا نکند، جناب بهاء برای جلب توجه جهانیان به مظلومیت این خدای دربند، پیام دیگری را صادر می کند:

اَنِ استَمِع ما یُوحی مِن شَطرِ البَلاءِ .....اَنَّهُ لا اِلهَ الّا اَنَا المَسجُونُ الفَرید

ترجمه : بشنو آن چه که وحی می شود از محل بلا بر سرزمین رنج و سختی ( زندان عکا)

اینکه هیچ معبودی نیست جز من زندانی تنها !!

(کتاب مبین یا جلد اول آثار قلم اعلی لوح شماره 39 صفحه 229)

  1. میرزا حسینعلی برای اینکه کس در خدا بودن او شک وتردید نکند با تأکید و قاطعیت تمام می گوید :

قُل لا یُرى فى هَیکلی اِلّا هَیکلُ اللّهِ وَ لا فى جَمالی اِلّا جَمالُه وَ لا فى کَینُونَتى اِلّا کَینُونَته وَ لا فى ذاتى اِلّا ذاته و لا فى حَرَکتى اِلّا حَرَکَتُه وَ لا فى سُکُونى اِلّا سُکُونُه و لا فى قَلَمى اِلّا قَلَمُه .... قُل لَم یَکُن فى نَفسى اِلّا الحَقُّ وَ لا یُرى فى ذاتى اِلّا اللّهُ....

ترجمه: بگو در هیکل من بجز هیکل خدا و در جمال من بجز جمال او و در وجود من بجز وجود او و در ذات من بجز ذات او و در حرکت من بجز حرکت او و در سکون من بجز سکون او و در قلم من بجز قلم او دیده نمی شود ....بگو در نفس من بجز حق وجود نداشته و در ذات من غیر از الله چیزی دیده نمی شود! ( کتاب مبین یا آثار قلم اعلی جلد یک ص 13و14و همچنین آثار قلم اعلی جلد 2 ص 589)

جناب احمد یزدانی(مبلغ معروف بهایی) هم القاب میرزا حسینعلی بهاء را اینچنین بیان می کند:

" مظهر نفس الله ، اسم اعظم ، قیوم الارض و السماء ، مالک الوجود ، مبعث الرسل، مکلم الطور ...و مالک یوم الدین " ( نظر اجمالی به دیانت بهایی چاپ دوم ص 74)

تایید و تثبیت ادّعای خدایی میرزا حسینعلی توسط دومین رهبر بهاییت

عباس عبدالبهاء از قول پدرش می گوید که او نه تنها خدا بوده بلکه دیگر خدایان !! نیز از ترشح فرمان او به مقام خدایی رسیده اند:

"و جمال مبارک در قصیده ورقائیه میفرماید

کُلّ الاُلوهِ مِن رَشحِ اَمری تَاَلَّهت

وَ کُلُّ الرُّبُوبِ مِن طَفحِ حُکمی تَرَبَّت "

ترجمه: همه خدایان از ریزش فرمان من به خدایی رسیدند و همه پروردگاران از ظرف حکم من به مقام ربوبیت نائل شدند! ( کتاب مکاتیب جلد 2 صفحه 254-255)

همین جناب عبدالبهاء در جای دیگر تأکید می کند که مقام خدایی باب و بهاء هیچ تفسیر و تأویلی نمی پذیرد:

" ای مقبل الی الله و ای منقطع الی الله ، مقام مظاهر قبل نبوت کبری بوده و مقام حضرت اعلی (باب) الوهیت شهودی و مقام جمال اقدس اقدم ( بهاء) هویت ذات احدیت وجودی ...... و هیچ تفسیر و تأویل ندارد " ( کتاب صدر الصدور نوشته نصر الله رستگار ص 207)

قرار دادن یک بشر به عنوان قبله عبادت در بهاییت
جناب بهاء برای اینکه همه یقین پیدا کنند که مقام او بدون هیچ شکی همان مقام خدایی است در باره «قبله» حکمی صادر می کند:

بدرستی که قبله همان « من یظهر الله » است هرجا او تغییر مکان داد شما هم تغییر مکان بدهید تا اینکه او استقرار یابد.  ( اقدس آیه 137)

از نظر بهاییان ، میرزا حسینعلی بهاء همان من یظهرالله است. سؤالی که مطرح می شود این است که در هنگام زنده بودن بهاء که ایشان در مکانهای مختلف رفت و آمد داشته چگونه بهاییان از نقاط مختلف عالم باید محل ایشان را تشخیص داده و به سوی او نماز می خواندند!؟ 

درجای دیگر برای ابهام زدایی از حکم قبله دستور می دهد که بهاییان در هنگام زنده بودنش به سوی او و پس از مرگش نیز به سوی قبر او نماز بخوانند:

هرگاه اراده نماز خواندن کردید صورت خود را به جانب من بگردانید و پس از غروب خورشید زندگیم به سوی آرامگاهم توجه کرده و نماز بخوانید !

( ترجمه عبارات از کتاب اقدس آیات 14و 15 و همچنین کتاب دروس الدیانه درس 19)

و متأسفانه پیروان او هم این مقام را پذیرفته و چنین معتقد شدند که:

قبله ما بهاییان روضه مبارکه عکاست که در وقت نماز خواندن قلباً باید متوجه به جمال قدم و اسم اعظم (بهاءالله) باشیم زیرا مناجات و راز و نیاز ما با اوست و شنونده ای جز او نیست و اجابت کننده غیر او نه !!

( دروس الدیانه درس 19)

بد نیست در این جا با یکی از مناجات هایی که خطاب به این نوع خدا خوانده می شود نیز آشنا شویم:

َاللّهُمَّ اِنّی اَسئَلُکَ بِشَعَراتِک الَّتی یَتَحرَّکُ عَلی صَفَحاتِ الوَجه

ترجمه: خدایا تو را به موهایی که در صورتت می جنبند سوگند می دهم..!!

(ادعیه محبوب صفحه 123)

خاتمه:

مدارک یاد شده نمونه های بارزی از تفکرات شرک آلود و کفر آمیز رهبران بهاببت است که بدون هیچ تفسیر و تأویلی، تضاد آنها با فطرت خداجوی بشر و همچنین عدم تطابق آن ها با عقل و منطق صحیح انسان ها ، کاملا واضح و آشکار می باشد.

منبع :الوهیت و چگونگی اعتقاد به خدا در بهائیت
 


نوشته شده توسط محراب در تاريخ|دوشنبه ششم خرداد 1387 - 6:59

لينك ثابت |